تبليغاتX
*❤❤LOVE❤❤*

*❤❤LOVE❤❤*

عشق

سلام عزیزان خوبید ممنون از اینک تشریف اوردید امید وارم از وبلاگم خوشتون بیاد

به وبلاگ موبایلم هم یه سرس بزنید خوشحال میشم

اینم لینک موبایلم م______________________وبایل

منتظرتونم عزیزان

+نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت23:39توسط ali-bf |

+نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت0:57توسط ali-bf | |

 گذشته نیمه ای از شب خدایا
 رسیده جان شب بر لب خدایا
 فقان از سینه تا لاهوت می رفت
 به روی شانه ها تابوت می رفت
 شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) تسلیت باد

+نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت15:56توسط ali-bf |

به نام آن كس وجودرادروجودم به وجودآورد...

هميشه ازنگاه توباتوعبورمي كنم

                                       ازاين كه عاشق توءام حس غرورمي كنم

قسم برجام عشقي كه زمهرت به تن دارم

                                      فراموشت نخواهم كردتاجان دربدن دارم


دوباره دلم برایت تنگ شده است ، دوباره دلم هوای تو را کرده است.

دلم میخواهد همیشه در کنارم باشی و من نیز برایت از عشق بگویم.
بگویم که خیلی برایم عزیزی ، برایم بهترینی.
دلم تنگ است و تو نیستی ، باید با این دلتنگی بسازم و بسوزم.
دلم تنگ است برای راه رفتن در کنارت ، دست گذاشتن در دستانت ، نگاه به آن چشمهای زیبایت.
فاصله بین من و تو غوغا می کند و این قلب را دلتنگتر می کند.
کاش در کنارم بودی ، خیلی دلم گرفته است.
وقتی دلم تنگ می شود در گوشه ای مینشینم و به یاد آن لحظه که در کنارمی اشک میریزم.
کاش همیشه در کنارم بودی و حتی یک لحظه نیز از من دور نمیشدی.
این دل بدجور بهانه تو را میگیرد ، نمی دانم چگونه با این دل بهانه گیرم بسازم!



آدمك
آخردنياست بخند.

آدمك مرگ همين جاست بخند.

آن خدايي كه بزرگش خواندي!

به خدامثل توتنهاست بخند...


لااقـل ،

رد که می شوی بی هوا بگو : دوستت داشتم !!

 و تا برگشتم

 لا به لای ِ جمعیّت گُــم شده باشی !!!

در همین حوالی کسی هست

که تا دیروز می گفت:

بدون تو حتی نفس هم نمی توانم بکشم

ولی امروز،

در آغوش دیگری نفس نفس می زند!!!!!!!

کاش کسی روی دلم پا نمی ذاشت!!!!!!!!!!!!

اگر هم می ذاشت دلم رو تنها نمی ذاشت!!!!!!!!!!!!!!!

کاش اگه تنهام می ذاشت!!!!!!!!!!!!

حداقل رد پا شو جا نمی ذاشت!!!!!!!!!!!!!!!



برچسب‌ها: دوستت دارم

+نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت1:4توسط ali-bf | |

عیدتون مبارک عزیزان

موقع تحویل سال نو منو هم دعا کنید

ادامه مطالب واستون چندتا اس تبرک گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت0:16توسط ali-bf | |

دانلود کلیپ فوق العاده زیبای ارمین عزیز بنام چته؟؟؟؟

               (با ۳ کیفیت)

دانلود ادامه مطالب


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت0:6توسط ali-bf |

armin

برای دانلود ادامه مطالب


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت14:10توسط ali-bf |

ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته

یک سینه غزق مستی دارد هوای باران از این خراب رسوا امشب دلم گرفته

امشب خیال دارم تا صبح گریه کنم شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته

خون دل شکسته بر دیدگان تشنه باید شود هویدا امشب دلم گرفته

ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته

گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است فردا به چشم اما امشب دلم گرفته

دلم تنگه……..
دلم گرفته …………
دلم گریه می خواد ……….      

آری دلم گرفته٬ از این روزگاران بی فروغ ! از این تکرارهای ناپایان !

دلم گرفته از این همه کینه …. این همه دروغ !

از این مردمان نا مهربان و بی وفا دلم گرفته …….

دلم برای کوچه پس کوچه های مهربانی ها تنگ است !

دلم تنگ است برای کودکی ام که پاورچین پاورچین روی سنگفرش های زندگی بی دغدغه قدم می زدم !

دلم برای دلتنگی های شیرین و انتظارهای کشنده تنگ است…!

نمی دانم کدامین نامهربان ٬ خواب را از دیدگانم دزدید که

اینگونه در حسرت و دلتنگ خواب شیرینم سرگردانم ؟!

دلم گرفته ! دلم تنگ است ! روزگار چشمانم طوفانی است و در انتظار باران های سیل آساست…..

    آره !

    این روزا دلم بدجوری گرفته … چشمام منتظر یک بهونه است

                                   که هی بخواد بباره….

کاش میدانستم پس از مرگم اولین اشک از چشمان چه کسی فرو خواهد ریخت و آخرین کسی که فراموشم خواهد کرد کیست؟ تا جانم را فدایش کنم. . . . .

سهراب : گفتي چشمها را بايد شست !
شستم ولي.....
 گفتي جور ديگر بايد ديد!
 ديدم ولي.....
 گفتي زبر باران بايد رفت!
 رفتم ولي...
 او نه چشم هاي خيس و شسته ام را، نه نگاه ديگرم را...
 هيچکدام را نديد فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت ...


" ديوانه باران زده"

زیر آوارِ آخرین حرفت

جا مانده ام

لعنتی

نمی دانی "خداحافظت" چند ریشتر بود ...!!!

وقتی قــــرار را درکوچــــه ی دلتنگی ات گذاشتی


چرا نگفتی اینجا تَهـش بـُن بست است ..!
.
.
.
چه دیـــــوارهای کوچه به هم نزدیک است

نمی شود دور زد ...

جدایی نادر از سیمین اسکار میگیرد. جدایی من از تو عمرم را...

+نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت0:0توسط ali-bf | |

گاهی وقتا می گم که فراموشم کرده اما با خودم می گم آخه این همه عشق

مگه میشه تموم بشه؟ آخه عشق ما یه هوس نبود - یه عشق آسمونی بود

من از خدا خواسته بودم که از تنهایی درم بیاره... یه یاری داشته باشم

که بشه همه کسم ، که بشم همه کسش. برام گریه کنه - دعام کنه ، براش گریه کنم ، دعاش کنم.

 هرشب ازش میخواستم که یکی منو از تاریکی دربیاره - شبای منو از تنهایی جدا کنه

خواستم کسی بیاد که با همه فرق داشته باشه.

خدا صدامو شنید و اونو بهم داد. گفت: که مراقبش بمون .... مراقبش شدم...

اما بعدش دیگه ناشکری کردم....خیلی زود دل فرشتمو شکوندم....

با اینکه می دونستم خیلی دوسم داره .... اگه نباشه می میرم

اما شیطونی کردم....ازم رنجید و رفت ____

و حالا دوباره تنهام و هرشب براش گریه می کنم و دعاش می کنم.

می دونم اونم هنوز دوسم داره ... هنوز به خاطراتمون فکر میکنه

آخه چرا اینطوری شد؟ یعنی می شه یه روزی واسه همیشه برای هم بشیم؟

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود
تو در کنار من بشینی محال بود
هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود
چشمان مهربان تو پاک و زلال بود
پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری
با تو چه قدر کوچه ما بی مثال بود
نشنید لحن عاشق من را نگاه تو
پرواز چشم های تو محتاج بال بود
سیب درخت بی ثمر آرزوی من
یک عمر مانده بود ولی کال کال بود
گفتم کمی بمان به خدا دوست دارمت
گفتی مجال نیست و لیکن مجال بود
یک عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود
سهم من از عبور تو رنج و ملال بود

چیزی شبیه جام بلور دلی غریب
حالا شکست و این صدای وصال بود
شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد
اما نه با خیال تو بودم حلال بود



من، با تو بودم و تو، از من چه دور بودی                          
ای کاش تو هم مث من کمی صبور بودی
نگاه من به چشم تو، اما نگات جای دیگه                          
دلم با حرفای تو بود،دلت با حرفای دیگه
اولا میگفتی به من"فرشته ی خدا شدی"                         
اما نفهمیدم چرا تو از دلم جدا شدی
من واسه تو یه عکس شدم،تو واسه من یه بت شدی           
نگو که عاشقم بودی،نگو تو عشق فدا شدی
وقتی شروع شد قصمون گفتی به من "دوسِت دارم"             
اما نگفتی" خیلی زود، تو رو تنهات میذارم"
گفتی به من" مهتابِ من از عشق سیرت میکنم"                  
نفهمیدم معنیشو که، این بود "اسیرت میکنم"
گفتی که" میدونی چرا من فقط عاشق شبام؟                       
چون که چشای تو فقط چراغ میشه شبا برام"
آره گفتی خیلی از عشق و محبت                               
گفتی از نجابت و مهر و صداقت
گفتی اما خودِتم باور نداشتی حرفاتو                            
نمیدونستی به کی باید بگی دروغاتو
اما من تموم حرفای تورو از بر شدم                            

vf

مـــــــــــــــن هــــــــــمــــــــه دروغـــــــــــاتــــــــــــــو بـــــــاور شـــــــــــــــــــــــــــــــــدم



+نوشته شده در جمعه چهارم آذر 1390ساعت23:10توسط ali-bf | |

mazyar

توصيه ميشه از دست نديد

براي دانلود ادامه مطالب مراجعه كنيد


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت1:47توسط ali-bf |

خیلی سخته بعد از چند سال تازه بفهمی که دوست داشتنش دروغ

بوده ولی بازم بهت بگه دوست دارم. خیلی سخته طعم واقعی مرگو

بچشی ولی صبح که چشماتو باز میکنی ببینی بازم نمردیو یه روزدیگه

رو باید بازم با خاطره هاش شروع کنی, ولی اون دیگه پیشت نیست,

پیشت نیست ولی انگار هر لحظه کنارت ولی تو پیش اون بودیو

هیچوقت ندیدت, این مثل اون میمونه, تو رو گریه بندازه تو اونوبخندونی

ولی اون یکی دیگه رو خوشحال کنه. خیلی سخته بهت بگه دوست

دارم ولی نمیخوامت, میگن با یادش باید زندگی کنی ولی تا کی

خوابشو ببینی, میگن ناامید نشو آخه درد ناامیدی رو نکشیدن چون

ناامیدی و تنهایی و گریه تنهاهدیه هایی بوده که اون بهت داده ولی تو

تموم زندگیتو بهش دادی. خیلی سخته بهش دل ببندیو دلتو بشکونه,

تو هم میتونستی دلشو بشکونی ولی اینکارو نکردی چون خیلی

دوسش داشتی. خیلی سخته بزرگترین آرزوت مرگ باشه ولی اون

بتونه با یار تازه رسیدش خیلی راحت زندگی کنه بعد کل ثروتت که

عشقت بوده با کاخ آرزوهاتو یکجا خراب کنه, اونوقت زیر آوار بی مهری

و تنهایی از فقر محبت و دوست داشتن تا آخر عمر بشینی و زار زار

گریه کنی. خیلی سخته آرزوت کسی باشه که از این و اون بشنوی

براش هیچ اهمیتی نداشتی, حالا دیگه آرزوی نبودنتو میکنه. خیلی

سخته وقتی یادت میاد که حتی با شنیدن اسمش اونقدر خوشحال

میشدی که دوست داشتی داد بزنی ولی حالا با دیدنشم چیزی جز

عذاب نصیبت نمیشه چون اون دیگه واسه تو نیست. خیلی سخته بعد

از چند وقت که میبینیش اشک تو چشمات حلقه بزنه ولی اشکات

فقط واسه خودت مهم باشند. خیلی سخته جرات هر کاری رو داشته

باشی به امید اینکه کوه پشتته ولی وقتی یرگردی و پشتتو نگاه کنی

ببینی یه عمر پشتت به دره بوده, حالا اون دیگه عشقش یه نفر دیگه

هست اصلا تو براش

 مهم نیستی, اصلا رسم بازیه قایم موشک زمونه

اینه, تو چشم میذاری و من قایم میشم ولی تو یکی دیگه رو پیدا میکنی.

tanha 

منتظر مانده بود وقتی به او رسیدم اشک از چشمانش جاری شد کنار او رفتم گفت : بگو که دوستم داری به چشمانش نگاه کردم ولی نگفتم که دوستش دارم روز بعد به دیدارش رفتم دستانش را روی قلبش گذاشته بود دستانش را بلند کردم گفت : بگو که دوستم داری بی اختیار شدم و نگفتم که دوستش دارم . چند روز بعد با 3 گل رز به دیدارش رفتم در بستر بیماری به من گفت : بگو که دوستم داری اشک در چشمانم حلقه زد و بغض گلویم را گرفت و نتوانستم بگویم دوستت دارم امروز که به دیدارش رفته بودم پارچه ای سفید به رویش انداخته بودند با وحشت پارچه را کنار زدم و فریاد زدم من نمی خواستم بگویم دوستت دارم می خواستم که بفهمی و درک کنی که. . . دوستت دارم ......

love

یادم میاد می گفتی برو خدا نگهدار

نوشتی روی دیوار به آرزوی دیدار

رفتم تو راه رفتن دلم می گفتش نرو

نمی شنیدم انگار من التماس دل رو

رفتم و باز اومدم اما ندیدم اونو

گفتن که دیر رسیدی!داده به دنیا جونو؟!

گفتم محال هرگز،اون که منو دوست داره

قول داده بود که هرگز منو تنها نذاره

میگن که آرزومون افتاده به قیامت!!!

من که ندارم این قدر صبرای بی نهایت

به عشق تو رو دیوار منم واست نوشتم

به آرزوی دیدار منم خودم رو کشتم!!!

منو ببخش عزیزم که خیلی دیر رسیدم

زیر نوشته ی تو یه خط سرخ کشیدم

با قطره قطره ی اشک،با ذره ذره ی خون

dore

خـــــــــــیــــــــلـــــــــی ســــــــــخــــــتـــــــــــه تــــــــنـــــــــــهـــــــــایــــــــــــــــــی

+نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت0:53توسط ali-bf | |

فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و موميايي به خاك بسپارند تا اجزاء بدنم ذرات خاك ايران را تشكيل دهد
كروش كبير
ميلاد كوروش كبير خجسته باد

+نوشته شده در شنبه هفتم آبان 1390ساعت23:7توسط ali-bf |

دلــم که مــهــمــون نــميخــواســـت کـــي گـــفـــت کـــه مـــهمـــونم بــشــــي؟
کـــي گفـــت بـــيـــاي تـــو قـــلــبــم و مــهـــمــــون  نـــا خــــونــده بـــشــــي؟
کــــي گـــفــــت کــــه از چـــشـــاي مــــن خــــواب و بــــدزدي و بــــــــري؟
کـــــي گـــــفــــت پـــــــريـــــشــــــــونـــم کـــنــــي، کـــي گـــــفــــت بــــری؟

کــــــــــــــــــــــــــــي گــــــــــــــــــــــــــــفــــــــــــــــــــت بـــــــــــــــــــــــــــــري؟

 تنها

ذره ذزه، قـــــــــــــــطره قطـــــــــــــــــره، میســـــــــــوزم اما میـــــــــــــدمونم
خودمـــــــــــــم موندم چه جــــــــــــــــوری میتــــــــــــــونم زنده بمـــــــــــــونم
هنــــــــــــــــوزم باور نـــــــــــــــدارم که تو نیســــــــــــتی و من هــــــــــــستم
شایــــــــــــــــدم من مرده بـــــــــــــــاشم، الـــــــــــــــکی میگن که هســـــــــتم!

عــــزیـــــــز مـــــــن بـــــبــــخـــــش اگــــــــه فــــــرامــــــوشــــت نـــمــــــی کـــنـــــم

بـــبـــخـــش کـــه تـــو خـــیـــــالـــمــــــم حـــتـــــی بـــــــوســــت  نــــمــــتـی کـــــنـــــم

 بــــبـــخــــش کــــه دسـتــــت مــــــن هــــنــــوز لایـــــــق دســـــتــــــات نـــــشــــــــده

راســــــتـــــی بـــــدون کـــــه قــــــلــــب مـــــن دلــــخـــــور از حـــــرفــــات نــــشـــــده

 

ايـــــــــن ديـــــــــــگه بـــــــــار آخــــــــــره دارم بــــــــاهــــــــات حـــــــرف مــــــيزنــــــــم
خـــــــــــداحــــــــــــافـــــظ نـــــــا مـــــــهربـــــــون ميــــــــخـــــــــوام ازت دل بــــــكـنــــــــم
ســــــختــــــــه ولــــــــي مــــــــن مــيتـــــــونــــــــم ســــــخـــته ولــــــــي مـــــن ميـــــــتونــم
ايــــــــن جـــــــــملــــــــه رو ايـــــنقــــــد ميـــــــگم تـــــا كــــــه فـــــرامـــــوشــــــــت كنـــــم

 

+نوشته شده در سه شنبه سوم آبان 1390ساعت2:13توسط ali-bf | |

 آهنگ فوقالعاده مجيد خراطها(حــــــــلـــــــقـــــــــه)

از دست نديد

مجيد

دانلود ادامه مطالب


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مهر 1390ساعت21:17توسط ali-bf |

حضــور هيــــچ كــــس در زنــــدگـــي مــا اتــفـــاقــي نــيــست

                                                    خــداونــد در هـــر حــضــوري رازي نــهان كــرده بــراي كــمــال مـتا

خـــوش آن روزي كـــه دريــابـــيــم راز حــضـــور يــكــديـــگـــر را

love

از هــــمون لـــحـــظـــه اول کــــه تـــو قـــلبـــم پـــا گـــذاشــتی

                                                              قــــلــبــمــو ازم گـــرفـــتــی و یــه جــایــی جـا گذاشتی

رفـــتــی و حتـــی نـــگــفـــتـــی یــــه کـــلام خـــدا نــــگهـــدار

                                                              حــتی یـــه بـــوس کــوچـولـو روی گــونه هــام نـذاشتي

love

گــــفــــتـــي بــه مـــاه نــگـــاه كــــن يـــاد مـــن بـــاش

                                                                   بـــــه يـــاد لــــحــظــه هـــاي ســـرد مـــن بـــاش

انــــگــــــار روز و شـــــبــــم بــــي مـــاه نـــمـــيـــشـــه
                                                                   بــــه خـــــدا يــــادتــــم بـــي مــــاه هـــمــيـــشــه

love

بــــه جـــنـــگــل ســوخــتــه ي خـــاطـــراتـــم ســوگـنــد درخــت يــادت را باغـبـان خــواهـم بــود تــا ابـــد

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت23:47توسط ali-bf | |

اگه مي خواي فراموشم کني تو بذار دوباره من ببينمت

واسه ي آخرين بار توي آغوش بذار بگيرمت

اگه هنوزم مي شنوي تو اين صدا رو

بيا بر گرد و ببين اين قلب ما رو

که ديگه غبار غم رو دل نشسته

بيا پاک کن اين همه گرد و غبارو

کوچه بي تو بي عبوره کوچه چه سوتو کوره

کوچه بي تو بي عبوره اين کوچه چه سوتو کوره

يادته گفتي چقدر غمگين مي خوني تو بزن شاد بزن تو هم ميتوني

حالا اين جا غمو با شادي ميخونم تا بگم بي تو من نه شاد نميمونم

کوچه بي تو بي عبوره کوچه چه سوتو کوره

کوچه بي تو بي عبوره اين کوچه چه سوتو کوره

قلــــب مـــن بــا هــر تـــپــش،بــا هــر صــدا،بــا هــر ســكــوت،يـــك نــفس دارد صــدايــت ميــتكند

بــــــــــــي تعـــــــــارف ايــــــــــن دلـــــــــــم خيــــــــــــلي هـــــــوايت ميـــــــــكند

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر 1390ساعت23:36توسط ali-bf | |

به گوش دل ندا آمد، که یار دلربا آمد .... به درد ما دوا آمد، رضا آمد، رضا(ع) آمد
خدا داد آنچه را وعده،‌ بشد در ماه ذیقعده ... که آمد بهترین بنده، رضا آمد ، رضا آمد

عـــــــــــــــــــــــيـــــــــــــــــــــــــــدتــــــــــــــــــــــــــــــــون مــــــــــــــــــــــــــــــــــــباركــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+نوشته شده در شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت16:26توسط ali-bf | |

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد

                                                     و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد

   دفتر قلب مرا وا کن و نامی بنویس 

                                                    سند عشق به امضا شدنش می ارزد

گرچه من تجربه‌ای از نرسیدن‌هایم 

                                                    کوشش رود به دریا شدنش می ارزد

love

طوری که دل تو خواست باشم، نشدم 

                                                   دلخواه دل تنگ خودم هم نشدم

حوا تو به خانه بهشتی برگرد 

                                                   من هم متاسفم که آدم نشدم . . .

a

دیدی دلم شکست؟

دیدی چه بی صدا دل پر ارزوی من

از دست کودکی که ندانست قدر آن افتاد بر زمین

دیدی دلم شکست ؟

love

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم مهر 1390ساعت23:45توسط ali-bf | |

مـــــن هــــــر روز و هــــــــــر لــحــظــه نـگرانــت میــشــوم چــه میــــکنــــــــی؟

پــنــجره قلـــبم رو بـــاز میـــــکنم فــــریاد میـــزنم تهایـــــــیـــــت برای من

غمهــــــــــــــــــــــــــــــایت بــــــــــــرای مـــــــــــــــــــــــــــن

هـــمه بغـــضــهـــــا و اشـــکهــــایـــــت بــرای مــــن

بـــــــرای مــــــــــــــــــــــــــــــــــن بخـــنــــــد

آنــــقـــدر بلــــــند تـــا من بشـــــنوم صـــدای خندهایــت را

صـــــــــدای هــــمــــــیـــــــــشــــــــه خـــــــــوب بــــودنــــــــــت را

دلــــــــــــم بـــــــــــــــــــرایــــــــــــــــــــــت تـــــــــنـــــــــــگــــــ شـــــــــده

دوســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتـــــــــــــــــــــــــــتـــــــــــــــــــــــ دارمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 love

تــــــــــــــــــــــــقديــــــــــــــــم بــــــــــــــــــه آنــــــــــــكــــــــه درويــــــــــــــش قلــــــــــب من

خـــــــــــــــــــانـــــــــــــه اش قــــــــــلــــــــب مـــــــن و فـــــــرامــــــوشـــــيـــــــــش

مـــــــــــــرگ مـــــــــــــــــــــن اســـــــــــــــــــــت

 love

+نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت23:2توسط ali-bf | |

آهنگ بسيار زيبايي مرتضي پاشايي از دست ندید

morteza

برای دانلود ادامه مطالب


ادامه مطلب

+نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت22:47توسط ali-bf | |

دلت تنگ است میدانم قلبت شکسته است می دانم

زندگی برایت عذاب است میدانم دوری برایت سخت است میدانم

اما

برای چند لحظه آرام بگیر عزیزم

گریه نکن که اشکهایت حال و هوای مرا نیز بارانی می کند

گریه نکن که چشمهای من نیز به گریه خواهند افتاد

آرام باش عزیزم

دوای درد تو گریه نیست

بیا و درد دلت را به من بگو تا آرام بگیری

با گریه خودت را آرام نکن

با تنهایی باش اما اشک نریز

درد دلت را به تنهایی بگو زمانی که تنهایی

گریه نکن که اشکهایت مرا نا آرام میکند

گریه نکن چون گریه تو را به فراسوی دلتنگی ها میکشاند

گریه نکن که چشمهایم طاقت این را ندارند

که آن اشکهای پر از مهرت را بر روی گونه های نازنینت ببینند

و دستهایم طاقت این را ندارند که اشکهای چشمهایت را از گونه هایت پاک کنند

تنهايي

گریه نکن که من نیز مانند تو آشفته می شوم

گریه نکن چون دوست ندارم آن چشمهای زیبایت را خیس ببین

حیف آن چشمهای زیبا و پر از عشقت نیست که از اشک ریختن خیس و خسته شود

گريه نكن عزيزم آرام باش عزيزم

من ميشنوم بگو دردلت را

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت16:25توسط ali-bf | |


 براي دانلود آهنگ و متن اهنگ به ادامه مطالب مراجعه كنيد

ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت15:26توسط ali-bf | |

 مینویسم...

دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی

دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی ...

دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی ...

دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی ...

دوستت دارم چون عزیزترینمی ...

دوستت دارم چون دلیل نفس کشیدنمی ...

دوستت دارم چون امیدزندگیمی ...

دوستت دارم چون دوستت دارم

+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم شهریور 1390ساعت9:7توسط ali-bf | |

غـروبـا میون هــفته بر سـر قـبر یه عاشـق  

    یـه جوون مـیاد مـیزاره گـلای سـرخ شـقایـق

        بی صـدا میشکنه بغضش روی سـنـگ قبـر دلدار

             اشک میریزه از دو چـشـمش مثل بارون وقت دیدار

                  زیر لب با گـریه مـیگه : مـهـربونم بی وفایـی

            رفتی و نیـسـتی بدونی چـه جـگر سـوزه جـدایی

        آخه من تو رو می خواستم اون نجـیـب خوب و پاک

   اون صـدای مهـربون ، نه سـکــوت ســرد خــاک

تویی که نگاه پاکت مـرهـم زخـم دلــــم بـود

    دیدنـت حـتی یه لـحــظه راه حـل مشکـلـم بود

         تو که ریـشه کردی بـا من، توی خـاک بی قراری

              تو که گفتی با جـدایی هـیـچ مـیونه ای نداری

                   پس چـرا تنهام گذاشـتی توی این فـصل ســیاهی

                      تو عـزیـزترینی اما یه رفیـق نــیـمه راهــی

                          داغ رفتنـت عـزیـزم خط کـشـیـد رو بـودن مـن

                              رفتی و دیگـه چـه فایده ناله و ضـجـّه و شیـون

                         تو سـفر کردی به خـورشـید ،رفتی اونور دقایق

                   منـو جا گذاشتی اینجا با دلی خـســته و عاشـق

               نمـیـخـوام بی تو بمـونم ، بی تـو زندگی حرومــه

              تو که پیش من نبـاشـی ، هـمـه چـی برام تمـومه

              عاشـق خـسـته و تنها سـر گـذاشـت رو خاک نمناک

              گفت جگر گـوشـه ی عـشـقو دادمـش دسـت توای خاک

                 نزاری تنها بمونـه ، هــمـدم چـشـم سـیـاش باش

                     شونه کن موهاشو آروم ، شـبا قصـه گو بـراش باش

                       و غـروب با اون غـرورش نتونسـت دووم بـیـــاره

                          پاکشـیـداز آسـمـون و جاشـو داد به یـک سـتاره

                              اون جــوون داغ دیـده با دلـی شـکـسـته از غـم

                              بوسـه زد رو خـاک یار و دور شد آهسـته و کم کم

                              ولی چند قدم که دور شد دوباره گـریه رو سـر داد

                              روشــــو بــر گــردونـــد و داد زد

                              بـه خـدا نـمــیـری از یاد

 

+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم شهریور 1390ساعت9:1توسط ali-bf | |

+نوشته شده در جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت23:22توسط ali-bf | |

+نوشته شده در جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت23:15توسط ali-bf | |

+نوشته شده در جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت23:9توسط ali-bf | |

یکی هســــت تو قلبم که هرشبـــــــع واســـــــه اون میــــــــــنویسم و اون خوابه

نمیـــــخوام بدونه واســـــــه اونه که قــــــــلب من این هـــــــــمه بی تابه

یه کاغذ یه خودکار دوـــــیاره شــــده همـــــــدم این دل دیوونه

یه نامه که خیسه پر از اشکه و کسی بازم اونو نمی خونه

یه روز همینجا توی اتاقم یه دفعه گفت داره میره

چیزی نگفتم آخه نخواستم دلشو غصه بگیره

گریه میـکردم  درو که میبــــست میدونستم که میمیرم

اون عزیـــــــــزم بود نمی تونســـــتم جـــــلویه راشـــــو بگیرم

میترســـــم یه روزی بـــــــــرسه که اونــــــــو نــــبینم بمــــــــــــیرم تنـــــــها

خــــــــــــدایا کمــــــــــک کن نمیــــــــــــــــخوام بدونــــــــــه دارم جــــــــــون میکنم اینجا

ســــــــــــکوت اتاقو داره میشــــــــکنه تیک تــــــــاکه ســـــــــاعت رو دیــــــــوار

دوبــــــــاره نمیـــــــــخوام بشه بـــــــاور من که دیـــــــگه نمــــــــــیاد انگار

+نوشته شده در جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت22:37توسط ali-bf | |

آیا واقعاً حقوق زن ها پایمال شده است ؟

 

برای اطلاعات بشتر به ادامه مطالب مراجعه کنید

(نظر یادتوم نره)



ادامه مطلب

+نوشته شده در جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت22:30توسط ali-bf | |

love

+نوشته شده در جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت11:35توسط ali-bf | |